الشيخ عباس القمي

97

يازده رساله ( فارسى )

فصل هفتم [ اشعار ابن حجّاج در مدح اميرالمؤمنين عليه السلام ] بدان كه شيخ جليل ، سراج وهّاج و بحر عجّاج ابو عبداللّه حسين بن احمد معروف به ابن حجّاج يكى از شعراء شيعه و مادحين اهل بيت عليهم السلام است ، و در سنه 391 در بغداد وفات كرد و در پائين پاى حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام به خاك رفت ، و بر حسب وصيّت او بر لوح مزارش نوشتند : « وَ كَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَيْهِ بِالْوَصِيدِ » « 1 » ، و جماعتى مانند سيّد رضى و غيره او را مرثيه گفتند ، و او را در درجه امرؤالقيس « 2 » شمرده‌اند ، و از براى اوست قصيده شريفه فائيّه مشتمل بر مدح اميرالمؤمنين عليه السلام و هجاى اعداء آن حضرت ، و بسيارى از فضايل آن جناب عليه السلام و مطاعن اعدا را در آن درج كرده ، و الحق شايسته است كه شرحى از آن بشود . و از براى اوست قضيّه لطيفه‌اى ، و من اوّل : آن قضيّه را نقل مىكنم آنگاه به ذكر چند شعر از آن تبرك مىجويم : نقل است كه : چون سلطان مسعود بويهى يا عضدالدّوله ديلمى ، از بناء سور مشهد اميرالمؤمنين عليه السلام « 3 » فارغ شد در حرم مطهّر داخل شد و آستانه مباركه را بوسيد و

--> ( 1 ) ( . سوره كهف آيه 18 : ( و سگ ايشان - اصحاب كهف - در آستانه غار دست‌ها را گشوده و گسترده است ) . ) ( 2 ) ( . امرؤالقيس : از معروفترين شعراى دوره جاهليت عرب و سراينده يكى از قصايده سبعه معلّقه ( آويزه‌هاىهفتگانه به كعبه ) با مطلع : قِفا نَبْكِ مِنْ ذِكْرى حَبيبٍ وَ مَنْزِلٍ . ) ( 3 ) ( . يعنى از ساختن ديوار دور شهر نجف فارغ شد . )